تحلیل جامع پوپولیسم: ریشهها
- کسب وکار

تحلیل جامع پوپولیسم: ریشهها

تحلیل جامع پوپولیسم ریشهها، انواع و تأثیرات جهانی این پدیده سیاسی, پوپولیسم یا عوامگرایی یکی از پیچیدهترین و پرتأثیرترین پدیدههای سیاسی تاریخ معاصر است که بارها چهره قدرت در سراسر جهان را دگرگون کرده است. این رویکرد سیاسی بر پایه تضاد مصنوعی میان مردم خیرخواه و نخبه فاسد بنا شده و رهبران آن با بهرهگیری از احساسات عمومی، خود را تنها نماینده واقعی اراده ملت معرفی میکنند.

حوری نازک تعریف میشود که جامعه را به دو بلوک همگن و متضاد تقسیم میکند مردم پاک و نخبگان فاسد.

برخلاف ایدئولوژیهای ضخیم مانند لیبرالیسم یا سوسیالیسم، پوپولیسم برنامه جامع اقتصادی یا اجتماعی ندارد و بهراحتی با ایدئولوژیهای راست، چپ یا ملیگرا ترکیب میشود.

با عوامفریبی و دموکراسی مشارکتگرایانهباید پوپولیسم را از عوامفریبی تفکیک کرد؛ عوامفریبی تکنیک خطابی برای فریب دادن مخاطب است، در حالی که پوپولیسم یک منطق سیاسی ساختاری است که ادعای انحصار نمایندگی مردم را دارد.

همچنین پوپولیسم با دموکراسی مشارکتگرایانه متفاوت است؛ دموکراسی مشارکتگرایانه به تقویت نهادهای میانی و آگاهی سیاسی اعتقاد دارد، اما پوپولیسم نهادهای میانی را مانع ارتباط مستقیم رهبر و ملت میداند و به دنبال سلب استقلال آنهاست.\تاریخچه پوپولیسم از کشاورزان آمریکا تا دوران دیجیتالریشههای پوپولیسم مدرن به اواخر قرن نوزدهم در ایالات متحده برمیگردد.

حزب پوپولیست در سال ۱۸۹۲ با ائتلاف کشاورزان جنوب و غرب، کارگران و اصلاحطلبان شکل گرفت تا در برابر قدرت بانکها، شرکتهای راهآهن و نخبگان شهری بایستد. اگرچه این حزب عمر کوتاهی داشت، اما واژه پوپولیسم به عنوان برندی سیاسی در گردش قرار گرفت. در قرن بیستم، پوپولیسم در آمریکای لاتین (مانند پرونیسم در آرژانتین) و اروپا (مانند فاشیسم و نازیسم) وجوه اقتدارگرایانهای به خود گرفت.

در دهههای اخیر، با تضعیف احزاب سنتی، ظهور رسانههای اجتماعی و نابرابریهای اقتصادی ناشی از جهانیسازی، موج جدیدی از پوپولیسم در دموکراسیهای تثبیتشده غرب و همچنین در قدرتهای نوظهور بروز کرده است.\انواع پوپولیسم دو روی یک سکهعلمای سیاسی پوپولیسم را بر اساس محتوای ایدئولوژیک که به آن چسبیده، دستهبندی میکنند.

دو جریان اصلی پوپولیسم راستگرا و چپگرا هستند که هرکدام منطق ما در برابر آنها را با تعریف متفاوتی از ما و آنها پیادهسازی میکنند.\پوپولیسم راستگرا ناسیونالیسم، بومیگرایی و نظمپوپولیسم راستگرا مردم را به معنای قوم، ملت یا بومیان بومی تعریف میکند و دشمن را در مهاجرین، اقلیتهای قومی/مذهبی، نخبگان کاسبی و نهادهای فراملی (مانند اتحادیه اروپا) مییابد.

این جریان بر سیادت ملی، هویت فرهنگی، امنیت مرزی و نظم اجتماعی تأکید دارد. اقتصاددانان این جناح معمولاً حمایتی مشروط از دولت رفاه دارند که تنها برای بومیان باشد (شوونیسم رفاه).

مثالهای بارز ویکتور اوربان در مجارستان، ماریه لپن در فرانسه، حزب قانون و عدالت در لهستان و دونالد ترامپ در آمریکا.\پوپولیسم چپگرا برابری اقتصادی، ضداستعمار و دموکراسی ریشهایپوپولیسم چپگرا مردم را به معنای طبقات محروم، کارگران و قشرهای حاشیهرانی تعریف میکند و دشمن را نخبگان اقتصادی، شرکتهای چندملی، بانکها و نخبگان سیاسی فاسد میداند.

این جریان بر توزیع مجدد ثروت، ملیسازی منابع، تقویت نقابات و دموکراسی مشارکتی تأکید دارد و معمولاً مواضع ضدنظامیگرایانه و مهاجرپذیرانه دارد.

مثالها هوگو چاوز در ونزوئلا، ایو مورالز بولیوی، پودموس در اسپانیا و برنی ساندرز در آمریکا.\ویژگیهای ساختاری رهبران و جنبشهای پوپولیستیتحقیقات کاس مده، بنجامین موفیت و دیگران نشان میدهد که پوپولیسم دارای ویژگیهای ساختاری ثابتی است که آن را از سایر جریانهای سیاسی متمایز میسازد\رهبری کاریزماتیک و شخصیسازی قدرت رهبر پوپولیست ادعا میکند تجسم اراده مردم است (من مردم هستم)، بنابراین هرگونه نقد به او، نقد به مردم محسوب میشود.ضد نهادگرایی و ضد کثرتگرایی قوه قضاییه مستقل، رسانههای آزاد، احزاب اپوزیسیون و نهادهای نظارتی به عنوان دولت عمیق یا نخبه فاسد هدف قرار میگیرند.مدیریت بحران مداوم ایجاد حس اضطراری دائم برای توجیه تمرکز قدرت و دور زدن قانون اساسی.سادهسازی مسائل پیچیده ارائه راهحلهای جادویی و فوری برای چالشهای ساختاری (مهاجرت، تورم، بیکاری) بدون توجه به هزینهها و پیامدهای بلندمدت.استفاده ابزارگرایانه از انتخابات انتخابات به عنوان مراسم تأیید اقتدار رهبر، نه مکانیزم رقابت عادلانه و انتقال قدرت.\وضعیت پوپولیسم در جهان آمارها و روندهابر اساس گزارشهای موسسه تونی بلر برای تغییرات جهانی و پروژه پوپولیسم در قدرت، تعداد رهبران پوپولیستی در سطح جهان از اواسط دهه ۱۹۹۰ تا کنون به شدت افزایش یافته است.

در سال ۲۰۲۳، نزدیک به یکسوم جمعیت جهان در کشورهایی زندگی میکردند که رهبر پوپولیستی در راس قدرت بود. این پدیده دیگر مختص دموکراسیهای جوان نیست؛ دموکراسیهای تثبیتشده غرب (ایتالیا، لهستان، مجارستان، آمریکا، برزیل، هند، فیلیپین) نیز درگیر آن شدهاند.

کووید-۱۹، بحرانهای انرژی و نوسانات قیمت مواد غذایی سوختهای جدیدی برای رویدادهای پوپولیستی فراهم آوردهاند.\مطالعه موردی مجارستان و برزیل، دو مدل پوپولیسم در قدرتمجارستان (ویکتور اوربان) مدل دموکراسی غیرلیبرال که به تدریج نهادهای نظارتی را تسخیر کرد، رسانهها را تحت کنترل نهادهای نزدیک به قدرت درآورد، قوه قضاییه را سیاسی کرد و قانون اساسی را بازنویسی نمود.

اوربان با بهرهگیری از ترس از مهاجرت و حفظ هویت مسیحی اروپا، پایه اجتماعی خود را تثبیت کرد.برزیل (ژائیر بولسونارو) پوپولیسم راست افراطی با سوابق نظامی که با وعده مقابله با فساد، خشونت و محافظهکاری اجتماعی به قدرت رسید.

مدیریت فیک وی در مقابله با کووید-۱۹، انکار علم و حملات به سیستم رأیگیری الکترونیکی، در نهایت به شکست او در انتخابات ۲۰۲۲ و آشوبهای ۸ ژانویه ۲۰۲۳ منجر گردید.\پیامدهای پوپولیسم برای دموکراسی و جامعهپوپولیسم در قدرت معمولاً با فرسایش دموکراسی همراه است.

شواهد تجربی نشان میدهد که حکومتهای پوپولیستی با احتمال بالا• استقلال قوه قضاییه را تضعیف میکنند.• آزادی مطبوعات را محدود میسازند.• حقوق اقلیتها و مخالفان را نقض میکنند.• فساد را با حذف مکانیزمهای شفافیت تشدید میکنند.• اقتصاد را با سیاستهای کوتاهمدت و توزیعی دچار نوسانات شدید میکنند.با این حال، پوپولیسم میتواند کارکرد هشداردهندهای نیز داشته باشد نشان دادن شکافهای نادیدهگرفتهشده در توزیع ثروت، بیکفایتی احزاب سنتی و ناامیدی شهروندان از عملکرد دموکراسی لیبرال.

دموکراسیهای مقاوم باید با تقویت نهادها، کاهش نابرابری و بازسازی اعتماد عمومی، پاسخ ساختاری به چالش پوپولیسم دهند.\سخن پایانی آینده پوپولیسم کجاست؟پوپولیسم پدیدهای زودگذر نیست؛ تا زمانی که نابرابری، بیاعتمادی به نهادها و احساس بیقدرت بودن در میان شهروندان وجود داشته باشد، بستر رشد پوپولیسم فراهم است. مواجهه با این چالش نیازمند فراتر رفتن از انکار یا تقلید از بلاغت پوپولیستی است.

دموکراسی باید بتواند پاسخهای واقعی، شفاف و عادلانه به نگرانیهای واقعی مردم دهد تا از انحصارطلبیهای ضددموکراتیک در امان بماند. شما چه میاندیشید؟ آیا پوپولیسم تهدیدی وجودی برای دموکراسی است یا نشانهای از نیاز به اصلاحات عمیق؟ نظرات خود را با ما در میان بگذارید.

آواتار از  علیرضا موسوی

About علیرضا موسوی

Read All Posts By علیرضا موسوی